على محمدى خراسانى
375
شرح رسائل (فارسى)
توضيح مطلب : بطور كلّى در قياس اصلى و فرعى وجود دارد و غرض از قياس كشاندن حكم اصل بسوى فرع است به واسطه وجود قدر جامع ميان آن دو آنگاه قياس بر دو قسم است : الف : قياس مساوات كه اصل با فرع در دارا بودن آن مناط مساويند مثل فقاع و خمر نسبت به مسكر بودن اين همان قياسى است كه بالاجماع نزد علماء شيعه باطل است . ب : قياس اولويت كه مناط موجود در اصل بطريق اولى و قوىتر در فرع هم موجود است قياس اولويت نيز دو قسم است ، الف : گاهى اولويت يك اولويت قطعيه است يعنى اولويتى است كه همهء عقلاء عالم آن را از ظاهر كلام مىفهمند نظير آنچه در باب مفهوم موافقت از مفاهيم هست كه اگر يك ذرّه كار شر كيفر دارد پس بطريق اولى كار شر بزرگتر كيفر خواهد داشت [ فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ . . . ] اين قسم ارزشمند است . ج : و گاهى اولويت ، يك امر ظنى است يعنى بقول رحمت اللّه در حاشيه : [ استخراج مناط الحكم ظنّا و الحاق ما كان المناط فيه اقوى بالاصل فى الحكم ] و ما نحن فيه از اين قبيل است يعنى اوّل آمديم و براى حجيت خبر واحد مناط درست كرديم و گفتيم فلسفهء حجيت خبر واحد افادهء ظن است سپس گفتيم همين مناط و بلكه قوىتر در شهرت هم هست پس بايد حجت شود ولى از كجا مناط حجيت خبر واحد افادهء ظن بما هو ظن باشد ؟ احتمالات ديگرى هم هست كه در اشكال ثانى خواهيم گفت در نتيجه اين استدلال از قبيل قياس اولويت ظنيه است و چنين قياسى بمراتب از شهرت فتوائيه ضعيفتر است زيرا كه بقول مرحوم ملا رحمت اللّه كرمانى شاگرد